آرشیو | درباره ما | ارتباط با ما
  صفحه آغاز  تازه ها    اخبار    گفتگو    يادداشت    طنز    صوت و تصوير    معرفي کتاب    پيوندها    نسخه همراه   
     پنج شنبه 18 شهريور 1389 - 09:42      Thursday 09 September 2010      |          

  تازه ها
اختصاصي
انتشار فيلمي سفارشي عليه جهان اسلام
اختصاصي
رسانه هاي ايتاليايي روزنامه كيهان را"پراواداي ايران"خواندند
اختصاصي
آيا سارا دچار بيماري سرطان شده است؟
درآستانه انتخابات؛
حزب اوباما چشم‌انداز تيره‌اي پيش رو دارد
وکيلي که تمام موکلينش جرم امنيتي دارند
روز واقعه؛
در17 شهريور سال 57 چه گذشت؟
رهبر معظم انقلاب:
فصل توانائي و جهش در كشور فرا رسيده است
تعيين تكليف سفيرسوئد براي قوه قضائيه !
سردار ! باباي من جاماند
شهرري طبق قانون مستقل است
اختصاصي
چند نكته تازه در باره انتصاب4 نماينده رئيس جمهور
اختصاصي
تجاهل يك سايت براي تخريب رئيس جمهور

آرشیو

 

  اخبار مرتبط
گفت و گو با عليرضا ذاکري کارتونيست:
با كاريكاتور شيرجه در سياست

دبيركل جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي:
بايد با كساني كه ساحت نظام را لكه‌دار مي‌كنند برخورد قاطع شود

انتخاب رحيمي انتخاب مبارکي است
شعر تازه عليرضا قزوه درباره امام زمان(عج)
طرح شكايات موسوي تاكتيك تبليغاتي عليه قوه قضائيه است

شنبه 26 دي 1388 - 09:07
گفت و گو با عليرضا ذاکري کارتونيست:
با كاريكاتور شيرجه در سياست

چه تعريفي از کارتون و کاريکاتور داريد.
اگر منظورت ازكاريكاتورهمان تصاوير اغراق شده‌ي چهره‌ي آدم‌هاست كه تعاريف و ويژه‌گي‌هاي خاص خودش را دارد. اما اگر صحبت لفظ عاميانه عبارت كاريكاتور است كه خب مي‌شود در مورد آن صحبت كرد. با توجه به آنچه از كاريكاتور آموخته‌ام، تعريف من اين است: كاريكاتور و كارتون تصويري طراحي شده است كه مضامن بكر و كشف بصري خلاقه در آن ديده مي‌شود، همچنين عنصر طنز بشكل عميقي در آن مستطراست و با صراحت حرف خودش را ميزند، اين نوع آثار طراحي شده را  كاريكاتور ناميده مي‌شوند. 
برخي هنرمندان كاريكاتوريست آثار خود را با توجه به روح و مضامين  آثارشان، بشكلي خيلي ساده و بدون رنگ، طراحي مي‌كنند. در مواقعي هم رنگ مي‌تواند بعنوان يك عنصر معنايي به كمك اثر بياييد. اما اين تعاريف هنرمندانه اكنون در ميان هياهوي جشنواره‌ها رنگ باخته‌اند و همه‌ي داشته‌هاي اين هنر مي‌رود كه از معنا و مضمون تهي شود.  
لطفا مختصري از زندگي خودتان را براي آشنايي هرچه بيشتر خوانندگان ما بفرمائيد.
من فعاليت هنري‌ام را  از سال 1362 در سن چهارده – پانزده سالگي بعنوان نقاش  و خوشنويس حرفه‌اي با يكي از ارگان‌هاي انقلاب شروع كردم و به مدت 10 سال كارم نقاشي  وخوشنويسي بود. در اواخر دهه 1360 با استادم هادي تقي‌زاده آشنا شدم. من اين فرصت و افتخار را  به مدت 8 سال مدام داشتم، نزد استاد و هنرمند بزرگي كه درهنر معاصر دنيا كم نظيراست، آموزش ببينم. او با روح بلند و قلب مهربان خود، بي‌دريغ، انبوهي از  آموخته‌هايش را به من آموزش داد. 
در همين سالها بود كه با ديدن نمايشگاه كاريكاتورهاي گروه كاسني در مشهد به كاريكاتور علاقمند شدم و از جسارت آن آثار به وجد آمدم. بي‌درنگ به كاريكاتور روي آوردم. زيرا اين هنر قدرت و توان ويژه‌اي در بيان انديشه‌هاي هنرمند دارد. خصوصاً اينكه من فعاليت مطبوعاتي‌ام در همان سال‌ها شكل مي‌گرفت. كاريكاتور درآن ايام براي من مثل يك داروي انرژي‌زا عمل مي‌كرد. واقعاً شب و روز به كاريكاتور و سوژه‌هايم مي‌انديشيدم.
بعد هم در اوايل دهه هفتاد با روزنامه قدس فعاليت گرافيك كامپيوتري‌ام شروع شد. برايتان بگويم كه كار كردن با فتوشاپ 2.5 و كامپيوترهاي اپل مكينتاشي كه هارد  80 مگابايت و رم 4 ميگ داشت (اصلان صحبت گيكابايت در كار نبود)، واقعاً سخت بود. اگر مشكلي پيدا مي‌كردي كسي نبود از او سئوالي بپرسي. خب آن تجربه‌ها برايم كلي اندوخته‌ي تخصصي به ارمغان آورد. درسال 1372 گرافيست‌هايي كه با كامپيوتر كار مي‌كردند شايد به انگشتان دو دست هم  نمي‌رسيدند.
در روزنامه قدس فعاليت‌هاي كاريكاتوري‌‌ام به اوج رسيد. مديريت صفحه خط و نشان. گزارش‌ جشنواره‌هاي  كاريكاتور و راه‌اندازي ستون خط و نشان اين روزنامه كه طي 5 سال ادامه داشت. بيشترين آثار اين ستون به عهده‌ي خودم بود كه بايد هر روزه  يك كاريكاتور اجرا مي‌كردم، و بعد هم در تهران و ادامه همين فعاليت‌ها در عرصه كاريكاتور و گرافيك مطبوعاتي. ناگفته نماند كه ازسال  1378 تا سال 1383به عنوان  مديرهنري روزنامه رسالت و كاريكاتوريست  ستون خط قرمز اين روزنامه فعاليت داشتم. در اينجا هم طراحي كاريكاتور، طي 6-5 سال فقط به عهده‌ي خودم بود. اين چند سال اخير هم كاريكاتور براي روزنامه جام جم. در حال حاضر گرافيست و مديرهنري خبرگزاري فارس هستم.

شما چه تعريفي از کاريکاتور سياسي داريد؟ 
كاريكاتور سياسي اثري است كه به مضامين اجتماعي- سياسي و چالش‌هاي آن مي‌پردازد. همچنين آثاري كه كنايه به رفتارهاي سياسيون مي‌زند و نقد انديشه‌‌ها و رفتار انسان‌‌ها را در كار خود دارد، كاريكاتور سياسي محسوب مي‌شود. در واقع كاريكاتوري كه مي تواند واكنش گروه و جرياني را در پي داشته‌ باشد كاريكاتور سياسي هست.
اين آثار در دو حالت ممكن هست  توليد شوند. يا به سفارش نشريه و گروه خاصي، يا خود هنرمند از واقعه‌اي متاثر شده و دست به قلم شود. كه به اعتقاد من نوع دوم  پسنديده‌ترين شكل توليد اثر هنري است. البته هنرمند كاريكاتوريستي كه در روزنامه‌اي براي امرار معاش خود فعاليت مي‌كند كار او قابل توجيه است، بشرطي كه آثار سفارشي او، درك و تصوير درستي از جامعه‌ي خود منعكس كند. هنرمندي كه فقط به سفارش و سفارش دهنده فكر مي‌كند و تبعات فعاليت او به جامعه‌ي هنري اين عرصه ضربه مي‌زند، كارش قابل توجيه و پذيرش نيست. 


آيا شما يک کارتونيست سياسي هستيد؟چرا؟ 
من به مدت بيش از 10 سال مدام، چند هزار اثر كاريكاتور سياسي در روزنامه‌هاي قدس- رسالت و جام جم طراحي كردم. به واقع تعلق خاطر كمتري نسبت به اين آثار دارم. اين به خاطر  كم‌ارزش يا ضيعف بودن اين  آثار نيست، از آن جهت كه فقط به درد همان دوره‌ي زماني  خاص مي‌خورد و مرتبط با مسائل سياسي همان دوره  است. در واقع نوعي وقايع نگاري است. با مراجعه به آن آثار مي‌توانيم به ماهيت دعواهاي سياسي آن ايام پي ببريم. اما روحيه‌ شخصي‌ام با اين فضاها چندان همسو نيست. زيرا اين دعواها هميشه هست، دعواي ما هم نيست. 
اما خيلي‌ها با كاريكاتور شيرجه در سياست زدند. بدشان هم نمي‌آيد ژست‌هاي سياسي به خود بگيرند. سياست عرصه سياسيون هست و اهل سياست را مي‌طلبد، آنهم با كاريكاتور! اما كسي كه كاريكاتور سياسي ترسيم مي‌كند لزوماً ضرورت ندارد وارد عرصه سياست هم بشود.

کارتونيست هاي سياسي هويت خاص تفکري خود را دنبال مي کنند يا نه اينکه تفکرات سفارش دهنده را(گروه ،حزب، سردبيرو...)؟
گفتم كه، من فكر ‌مي‌كنم كاريكاتوريست‌هايي كه اثر سياسي توليد مي‌كنند، بيشترشان بدشان نمي‌آيد ژست سياسي بگيرند و دوربر سياسيون چرخ بزنند. البته سياسيون هم ممكن است تحويل‌شان بگيرند و به نوايي هم برسند. اما به اعتقاد من ضرورت ندارد كسي كه اثر سياسي ترسيم مي‌كنند خودش هم سياسي شود. هنرمند حريم خاص خودش را دارد و موظف است صداقت و راستگويي را  در اثر خود حفظ كند. سئوال اين است، كسي كه تا اين حد سياسي شود مي‌تواند بازهم صداقت خود را حفظ كند و حرفي را طرح كند كه به نفعش نباشد. در واقع سياسي شدن ضربه به عرصه كاريكاتور مي‌زند. شايد خود كارتونيست شخصاً سودي ببرد، ولي تا اين حد خود را به احزاب و گروه‌ها بسپارد، در نهايت كشتي اين هنررا سوراخ كرده‌ است، ضررش گريبان ديگران را هم خواهد گرفت. چرا در حال حاضر مطبوعات به كاريكاتور اعتماد كمتري دارند؟! بواقع بازخورد همان شيرجه در سياست است. 

  خط قرمز چيست و شما چه تعريفي از آن داريد؟
 در مرحله اول  من براي خودم با توجه به اعتقاداتم خط قرمزهايي را رسم كرده‌ام و به آنها پايبندم  وبعدم شرايط حرفه‌اي صنفي‌، ‌ خط قرمز‌هايي را برايم ايجاد مي‌كند. بعد هم به خط قرمزهايي كه به امنيت كشور ضربه مي‌زند، بايد پايبند باشم. منِ كارتونيست اگر اين اصول را جدي نگيرم در واقع به خود و جامعه‌ي هنري‌ام  ضربه زده‌ام، همچنين پايداري كشورم. مگر آنكه ديگر مصالح كشور برايم مهم نباشد و علاقه‌اي به كشورم نداشته باشم. 
بارها ديده‌ايم برخي كاريكاتوريست‌هاي كشور آثاري ترسيم مي‌كنند كه با هيج يك از معيارهاي اين مملكت نمي‌خواند. ما در اين نقطه‌ي خاكي زندگي مي‌كنيم. بي‌شك خط قرمزهاي ديگر كشورها براي اين ممكلت كاربرد ندارد. خيلي از اخلاقيات در ديگر كشورها اصلاً خط قرمز نيست، و بلعكس آن هم مصداق دارد. ما تا زماني كه در اين آب و خاك زندگي مي‌كنيم، اخلاقاً موظفيم خيلي مسائل را رعايت كنيم. مگر آنكه ما شخصاً  حوزه‌ي خط قرمزهاي خود را محدود‌تر كرده باشيم و به خود اجازه توليد هر اثر هنري را بدهيم!  

  شما چقدر به خط قرمز ها اعتقاد داريد؟
ببينيد خط قرمزها اگر نباشد، ما ديگر به هيچ چيزي پايبند نخواهيم بود. هر عمل و رفتاري را براي خود توجيه خواهيم كرد. در اين شرايط هيچ ارزشي برايمان باقي نخواهد ماند. ارزش‌هايي كه قرن‌ها در اين كشور بوده‌اند و موجب حفظ خانوده‌ها و اداره جامعه شده‌اند. حال اگر براحتي خط قرمزها را برداريم، واقعا سنگ روي سنگ بند نخواهد شد. ديگر حرمتي  باقي نمي‌ماند. وقتي كه هر روز و از هر طرف با آثار هنري، امنيت و قدرت كشور مورد هجوم قرار گيرد،  چه نيروي مي‌تواند رفا و امنيت را براي اين  كشور به ارمغان آورد. آيا با اين هجمه‌ها، توان مديريتي كشور آسيب نخواهد ديد؟.

 خط قرمزها درهر جامعه در سطوح مختلف، ممنوعيت است يا نه مصونيت ؟ 
همه سراغ داريم در مواقعي برخي افراد بخاطر عدم دانش و ناكارآمدي، سخت‌گير‌هاي بي‌مورد از خود نشان مي‌دهند. اين سخت‌گيري ها عملاً دست و پاگير هستند. موضوعاتي كه  چندان هم نيستند، براي جامعه تبديل به ارزش شده و كسي نمي‌تواند سراغ نقد آن برود. شايد اين تدابير براي عده‌اي مصونيت بياورد ولي اگر نقد سالم نباشد كاستي ها در زير لايه‌هاي خوش‌بيني گم خواهند شد.
 دوست روزنامه نگاري مي‌گفت: گاهي شرايط آنقدر سخت مي‌شود كه اگر بابا آب داد هم بنويسي به كسي برمي‌خورد. در اين شرايط انجمن‌ صنفي مي‌تواند وارد عمل شود و از هنرمند دفاع كند و شرايط فعاليت حرفه‌اي را ترسيم كند. وگر نه هركس از راه برسد براي خود خط قرمزهايي طرح مي‌كند. در اين شرايط هم سنگ روي سنگ بند نمي‌آيد و نمي‌شود كار هنري انجام داد. به اعتقاد من بايد همه صبورتر باشند و بدور از خودخواهي، ميدان فعاليت هنرمندان را بازتر كنند. 

 خط قرمز هاي شما در هر کدام از موارد زير کجاست ؟
خط قرمز شما براي ديگران: توهين و تهمت و نقد ناآگاه 
 شما و خانواده : يكسري از رفتارها كه در توصيه‌هاي ديني و اخلاقي مي‌گنجد.    
شما و اعتقادادتان: حرمت برزگان دين- پول و وام‌هايي كه بايد بهره داد از هر نوعش...
شما و جشنواره ها : كم كم مي‌رود كه همه جشنواره‌ها برايم خط قرمز شوند
شما و دوستان : دوست، دوست است. خط قرمز ندارد
شما و محل کارتان: فيلترها 
شما و جامعه : -
شما و آثارتان: كپي و ايده دزدي از آثار ديگران و مفاهيم اخلاقي
به نظر بعضي از هنرمندان کارتونيست، خط قرمز ها  باعث مي شود که افراد به خود سانسوري روي آورند. به نظر شما با توجه به مواردي که شما در بالا در قسمتهاي مختلف به خط قرمز اشاره داشتيد، آيا به عنوان يک هنرمند، تحت عنوان هنر بايستي از تمامي موردي که تصور مي کنيم در جامعه مشکل دارد ،  بايستي پرده برداري کنيم يا خير؟
من باور دارم به غير از اعتقادات، اخلاقيات و امنيت كشور، هر موضوع ديگري جاي كار دارد و ضرورت ندارد ما بخواهيم  خود سانسوري كنيم. اعتراض‌ها هم بي‌مورد است. 
موارد بسياري هست كه در حوزه خط قرمز قرار مي‌گيرد كه در واقع  نوعي سخت‌گيري است. سخت‌گيري‌هايي كه بي‌شك به مرور زمان بسياري از آنها از ميدان  خط قرمز خارج خواهند شد. همه به ياد دارند بسياري از محدوديت‌ها در يك چرخه‌ي زماني ماهيت منفي خود را به يك عنصر مثبت عوض كرده است. در روايتي از پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه وآله سلم آمده است كه فرمودند: روزگاري خواهد آمد كه خوبي‌ها بد شمرده شوند و بدي‌ها را  عمل نيكو بدانند. 
هركسي مي‌تواند مثالي را بياد آورد كه كمتر از دو دهه، برخي از چيزهاي منفي، اكنون عملي نيكو به شماره مي‌آيد. در واقع عنصر زمان و مكان  خط قرمزها را دستخوش تغيير مي‌كند. 
لازم است كمي به ماهيت و مفهوم خودسانسوري پرداخت شود و با چند عبارت به  اين تعريف برسيم كه چه زماني خودسانسوري و توسط چه كسي رخ مي‌دهد.
فردي كه خود را در جبهه اپوزيسيون قرار داده‌ در عمل به  شرايط  سياسي و اجتماعي كشورش  اعتراض دارد. اين نوع تفكر و جبهه‌گيري، به همه‌ي رفتارهاي ادبي و هنري فرد، رنگ و بوي اعتراض مي‌دهد. در اين شرايط اگر او كاري هم انجام ندهد حس خودسانسوري آزارش مي‌دهد. حال اگر بخواهد خودسانسوري نكند مي‌بايست تغييري در نتيجه‌گيري فكري‌اش انجام دهد. افرادي كه خارج از اين حوزه هستند احساس خودسانسوري نمي‌كنند. 

در اوايل صحبت‌هايتان اشاره داشتيد كه در روزنامه رسالت، عبارت «خط قرمز» عنوان ستون كاريكاتور صفحه اول آن روزنامه بود كه به مدت بيش از 5 سال در آنجا كاريكاتورهاي سياسي = اجتماعي طراحي مي‌كرديد. در آن آثار، چقدر به « خط قرمز» نزديك شديد و براي شما خط قرمزهايي ترسيم شده بود؟
گفتم كه، خط قرمز در كاريكاتور زماني ديده مي‌شود كه شما با آثارت حساسيت و واكنشي را بوجود آوري. اگر چنين نشود اصلاً خط قرمز معنا پيدا نمي‌كند. من در آنجا بعضي مواقع سعي داشتم آثاري طراحي كنم كه گاهي در مواجه با سياست‌هاي آن روزنامه هم‌خواني نداشت يا حداقل در آن ايام به صلاح آن جريان نبود. من از چاپ نشدن آن آثار چندان ناراحت نمي‌شدم. خب شما وقتي كه قرار هست در مسير اهداف كارفرمايت حركت كني، موظف هستي بعضي مواقع آثار مورد نظرت را در جاي ديگري منتشر كني. من از اين بابت هرگز محدوديت نداشتم كه كارم در جاي ديگري هم چاپ شود. اما در بسياري از مواقع اين آزادي را داشتم كه آسوده روي خيلي از موضوع‌ها حتماً خط قرمز محسوب مي‌شدند كار كنم. مدير عامل روزنامه و سردبير محترم آن هرگز بطور مستقيم من را از طراحي طرحي خاص منع نكردند. 
كمي از خودم تعريف كنم. وقتي كه كاريكاتوريستي به خط و ربط‌هاي سياسي آشنا باشد كمتر دچار اشتباه مي‌شود. اين قابليت موجب خواهد شد تا كمتر اشتباهي رخ دهد. شايد گفتن اين حرف درست باشد. بسياري از خط قرمز‌هايي كه تاكنون شكسته شده بنظر من نوعي اشتباه و كم‌تجربگي محسوب بشمار مي‌شود.  
اثر کارتوني شما از تفکر تا شکل گيري چه مراحلي را طي مي کند.
مدتهاست  كه خيلي كم دست‌بكارمي‌شوم. عمدي روي اين روش دارم. بيشتر در ذهنم روي سوژه متمركز مي‌شوم. اين باعث مي‌شود تا سوژه از هر حيث بررسي شود. تكراري نبودن، بررسي همه جوانب اثر، جدابيت بصري  و طنز عميق داشتن، مهم‌ترين عناصر كارم باشد. در واقع با يافتن يك سوژه ذوق زده نمي‌شوم و سريع كار را اجرا كنم. 
من فكر مي‌كنم علت تكراري شدن خيلي از آثار كاريكاتوري به همين خاطر است. آثاري كم عمق و سطحي و تكراري. 
بعد از آنكه روي موضوع و شكل نهايي اثر به نتيجه رسيدم، براي گرم شدن دست، كمي هاشور زده و شروع به اجراي نهايي مي‌كنم.. زمان اجراي اصل اثر، استفاده از اتود اوليه با مداد پرهيزدارم. اين كار حس حركت قلم و طراحي را از اثر مي‌گيرد. بيشتر روي ايده و طراحي عناصر تصويري در طرح وقت مي‌گذارم. اوايل خيلي بهتر بود. اگر لازم بود اثري رنگ هم داشته باشد، از كامپيوتر استفاده نمي‌كردم. اما اخيراً بخاطر فرصت كم و مشغله زياد با كامپيوتر روي آثارم را رنگ مي‌گذارم.
از شيوه وتکنيک کاريتان توضيح دهيد.
برخي آثار با توجه به محتوايشان، نوعي خاصي از حركت قلم، هاشور و رنگ را مي‌طلبند. من سعي دارم با اين دانش و فهم آثارم را اجرا كنم. اثري كه  ضروت ندارد رنگي باشد هرگز از رنگ استفاده نمي‌كنم. گاهي قرار است اين اثر در روزنامه چاپ شود، خب بد نيست كمي رنگ داشته باشد تا براي مخاطب جذابيت ايجاد كند. اما برخي موضوعات در هيچ شرايطي نيازي به رنگ ولعاب ندارند. حال اگر توليد اين نوع از آثار براي مدتي طولاني توسط كاريكاتوريستي  ادامه يابد، برايش سبك و تكنيك خاص به ارمغان مي‌آورد. اما كسي كه آثار موضوعي متنوعي توليد مي‌كند نمي‌توانند همه‌ي آثارش را با همان شيوه‌ ثابت طراحي و رنگ كند. برخي مضامين خاص هستند و تكنيك‌هاي ثابت ما قابليت بيان هر نوع مضموني را ندارند.
برهمين اساس من در آثارم از تكنيك‌هاي مختلف با توجه به سوژه‌هايم استفاده مي‌كنم. البته در نهايت نوع قلم‌گيري خط‌ها، هاشورها و رنگ‌گذاري‌ها زياد متفاوت ندارد  و مي‌توان بعد از مدتي  آثار هنرمندي را از ديگران تميز داد.
شيوه ديگري كه برايم خيلي مهم است در اثرم رعايت شود وصله‌پينه نكردن اثر است. چندتا اتود زدن، بعد هم با كامپيوتر آنها را سرهم كردن. اين اصلا خوب نيست. اثر بايد كامل و تميز برروي يك كاغذ اجرا شود. يك كاريكاتوريست  بايد قدرت قلم قوي داشته باشد. هم در يافتن سوژه‌هاي جذاب و هم اجراي‌هاي قوي.
يك كاريكاتوريست بايد از همه چيز بايد سردرآورد. باهوش باشد. كتاب زياد بخواند. دوستان هنرمند زيادي داشته باشد. آنها منتقدان خوبي برايش هستند.  مطالعه خيلي مهم است. زياد مطلب بنويسد. حتي براي خودش. شعر، داستان، واگويه‌هاي دلتنگي. اين كار سبب مي‌شود برخي روحيات و حس‌هايي كه براي كاريكاتور شدن قابليت ندارند اينگونه ارضاء شوند.
... و ديگر آنكه كاريكاتوريست  آدم خوبي باشد. اين ويژه‌گي آخر بسيار مهم است و به هنرمند كمك مي‌كند آثار خوب و دلپذيري بوجود آورد كه ديگران از ديدن آن سير نشوند. كاريكاتور آئينه تمام نماي دورن خود كاريكاتوريست است. كسي نمي‌تواند از آنچه ترسيم كرده فرار كند و  به خود نسبت ندهد.  طرح‌هاي ما،  باطن ما را خيلي دقيق و صريح لو مي‌دهد. باور نداريم كمي به آثار خود دقيق شويم، درخواهيم يافت چه خبر است!!

 موفق باشد 
 



نظر شما نظر شما
 
صفحه آغاز  تازه ها    اخبار    گفتگو    يادداشت    طنز    صوت و تصوير    معرفي کتاب    پيوندها    نسخه همراه   
© پایا نیوز 1388 - نقل اخبار با ذکر منبع آزاد است